ايران
اتمی به نفع کيست!
پس ازآنکه
آخوندها درجنگ 8 ساله با عراق شکست خوردند و خمینی رهبرحاکمیت
ایران ناگذیرازنوشیدن جام زهرشد، گرایش جدیدی
درسیاستهای استراتژیکی ایران اسلامی
پدید آمد. جمهوری اسلامی ایران، کمبود سلاحهای
اتمی را در زرادخانه های خود به وضوح حس کرده بود و به همین
دلیل تلاش گسترده ای را درجهت دسترسی به تکنولوژی هسته
ای آغاز نمود.
از
سوی ديگردو کشورجنوب شرقی ايران به قدرتهای هسته ای تبديل
شده بودند که خود داستانيست طولانی. پاکستان که توسط انگليسی ها
و پس از استقلال هند به رهبری مهاتما گاندی پايه ريزی شد،
بزودی ۶۰ ساله ميشود ودرتمامی ايندوران، با کشورهندوستان
بخاطرمسئله کشميردرگيربوده است. جنگ سرد بين دو بلوک شرق و غرب به رهبری
آمريکا و شوروی سابق وتقسيم جهان بين ايندو ابرقدرت، سبب گشته بود تا غرب به
تجهيزپاکستان متعهد شود و شوروی به کمک هند بشتابد. تبديل ايندو کشوربه
نيروهائی اتمی، ثمره کشاکشهای بين روسها
وآمريکائی هاست و به دوران جنگ سرد بر ميگردد.
رهبران
مذهبی ايران بخاطرطرح شعارهای ضد آمريکائی واشغال سفارت آمريکا
در تهران، با روسها احساس نزديکی بيشتری داشتند. روسيه که
اقتصاد ش بامتلاشی شدن سيستم شوروی از هم پاشيده بود، شرائط را
جهت انعقاد قراردادهای بزرگ مالی بمنظور ايجاد تاسيسات هسته ای
در ايران مساعد می ديد.
رژيم
اسلامی ايران که در خدعه و نيرنگ مهارت آخوندی!! دارد، تا مدتها
سعی در انحراف افکار عمومی داشت و طوری وانمود ميکرد که در
حال ايجاد نيروگاههائی ساده بمنظورتامين انرژی برق کشور هستند و قصد
ديگری ندارند. اما بازديد نمايندگان آژانس بين المللی انرژی اتمی سازمان ملل متحد از تاسيسات هسته
ای ايران، پرده از اهداف نظامی طرحهای جمهوری
اسلامی برداشت و غرب راکاملاً غافلگير ساخت، زيرا جهان کنونی با
شعار" منع گسترس سلاحهای اتمی " نظری يکسان دارند.
دسترسی
به بمب اتمی، طرحی بود که هيتلررئیس
جمهور وقت آلمان در بحبوحه جنگ جهانی دوم بر روی آن کار ميکرد. موردی که توسط آمريکائیها عملی و در ژاپن به
محک آزمايش گذاشته شد و آثارفاجعه بارآن، همچنان بعد از گذشت بيش از
۶۰ سال در آن کشور قابل مشاهده هستند.
کارنامه
حکومت جمهوری اسلامی ايران باگذشت ۲۷ سال از حياتش، بعنوان
يکی از ننگين ترين رژيمهای عصرحاضر، به ثبت تاريخ رسيده است. در ايران
بدون سلاحهای اتمی، آزاديهای دمکراتيک به شدت هرچه تمامترسرکوب
گشته و هراعتراضی را درنطفه خفه می کنند. از حقوق بشر
خبری نیست. ملتهای تحت ستم ايران همانند کردها، بلوچها، عربها و...
هيچگونه اختياری درمناطق خويش ندارند و تهران برايشان تعيين تکليف ميکند و
به عبارتی ديگر کشور را به زندانی برايشان مبدل ساخته وهمه روزه
تعدادی ازجگرگوشگانشان را به بهانه های ساختگی دستگير، شکنجه واعدام
ميکنند.
دررژيم
مذهبی آخوندها، پيروان ساير اديان ازجمله بهائيان و... که هيچ، سنی
مذهبان که خود شاخه ای ازدين اسلام هستند، به شيوه های گوناگون مورد تبعیض و آزار و اذيت و تعقيب
قرارميگيرند. بلوچها علاوه برآنکه ازستم ملی رنج ميبرند، بخاطرسنی
بودنشان نيزبيرحمانه سرکوب ميشوند.
درحاليکه
اکثرايرانيان درفقروفلاکت زندگی ميکنند، بودجه های
کلانی صرف اقدامات تروريستی ـ تبليغاتی درگوشه وکنارجهان
ميشود تا بدينوسيله سياستهای ضد مردمی خويش را ترويج ومذهب تشيع را
گسترش دهند. آنها براين باورند که مذهب تسنن مذهب باطلی است وبايد
پيروانش به اسلام(بخوان مذهب تشيع) روی آورند. مواردی در بلوچستان
داريم که افرادی را تطميع و يا ناچاربه گرويدن به مذهب شيعه ساخته
اند.
اين اقدامات در جمهوريهای
آسيائی شوروی سابق که ساکنان آنها عمدتاً سنی
مذهب هستند و اطلاعاتشان نيز بدليل بسته بودن مرزهايشان نسبت به اسلام
بسيارمحدوداست، با سرعت بيشتری ادامه دارد. البته بدليل شرائط سخت تری
که دراکثرکشورهای عربی حاکم ميباشد، عوامل رژيم ايران موذيانه ترعمل
ميکنند و برنامه هايشان طولانی مدت تراست.
رئيس
جمهورايران درحمايت ازمسلمانان اهل تسنن فلسطين، خواهان محوونابودی اسرائيل
ميشود واين خواست دقيقاً زمانی مطرح میگردد که آخوندهای ايران
به مسلمان بودن هم مذهبان فلسطينيان درايران باورندارند و حتی به آنها اجازه
نميدهند تا درتهران مسجدی داشته باشند ورهبران
مذهبی شانرا به روشهای موذیانه ای محوو از بین
میبرند و....
تمامی مواردی که به آنان اشاره شد و شايد دهها
نمونه ديگر، درحالی طراحی و اجرا گشته اند که سردمداران رژيم تهران
دشمنان خطرناکی همانند عراق صدام حسين و سپس افغانستان طالبان را درغرب و شرق
خود داشتند و به ظاهرتحريمهائی نيزبرعليه شان اعمال ميشده است. حکومت آمريکا
و شخص جرج بوش رئيس جمهور آن کشور، با صدورفرمان حمله نظامی
به افغانستان و عراق و سرنگونی حکومتهای طالبان و صدام حسين،
بزرگترين خدمت تاريخی را به ايران اسلامی کرده اند.
حال که اوضاع
بروفق مراد حکام ایران پيش ميرود و دشمنان سرسختی
نيز پيرامون خود نمی بينند، درصورتيکه جامعه بين المللی
درمقابلشان ضعف نشان دهد وآنها به سلاح اتمی
نيزدسترسی پيداکنند، به آرزوهای ديرينه شوونيزم عظمت طلبانه فارس جامه
عمل خواهند پوشانيد.
فارسها براین باورند که از نژاد برتر آریائی اند وبه
عقیده آنان، ایران بزرگ جمهوریهای آسیای
میانه، افغانستان، پاکستان کنونی، هندوستان و بخشهائی
ازکشورهای عربی را شامل میشود. رژیم فاشیستی
ـ مذهبی ایران، لجاجت پایان ناپذیری درراستای
دستیابی به سلاحهای اتمی دارد تا بااین پشتوانه قوی
بتواند به ابرقدرتی شیعی در منطقه تبدیل شود.
ایران اتمی، ملل ساکن ایران را وحشیانه ترکشتارمیکند
وبیشتربه سرکوب خواسته های دمکراتیک نیروهای
ترقی خواه فارس میپردازد. هرشیعه ای در کشورهای
همسایه، با توجه به اینکه ایران آخوندها را قبله خویش
میدانند، به بمبی خطرناک تبدیل میشود که سبب بی
ثباتی جدی منطقه خواهد شد.
ایران اتمی، تهدیدیست جدی برای
بقای کشورهای همسایه و خصوصاً اسرائیل. پاسداران
ایرانی ونیروهای اطلاعاتی رژیم آخوندی
در طول 27 سال گذشته، هیچگاه به مرزهای کشورهائی همانند
پاکستان، افغانستان، عراق و... احترام نگذاشته و هرزمان که اراده کرده اند، در آن
کشورها دست به عملیات نظامی زده اند. آخوندهای ایران
مدعی هستند که کشور بحرین استانی از ایران است و
باید مجدداً ازدست عربهای وحشی خارج گردد، دقیقاً همان
کاری که صدام حسین در رابطه با کویت انجام داد.
تهدیدهای رئیس جمهورایران آقای احمدی نژاد
برای نابودی اسرائیل جدی است و آنگاه که ایران به
ابرقدرتی لجام گسیخته درمنطقه تبدیل شود، هیچ
نیروئی را یارای مقابله با آن نخواهد بود.
در چنین شرایطی نه دیپلماسی غرب کارسازخواهد
بود و نه مهار ایرانیهای مسلح به سلاحهای اتمی. تنها
آلترناتیوی که باقی میماند همانا کشیدن ممالک
گوناگون به جنگ ویرانگر" جهانی سوم" است و بس. با این
امید که تا دیرنشده، دنیای متمدن و جامعه بین
المللی همصدا وهمگام، جلوی بلند پروازیهای رژیم
مستبد و قرون وسطائی ایران را بگیرند تا جهان بیش از
این دچارهرج ومرج نشود.
امیر بلوچ
۲۶
خرداد ۱۳۸۵ ـ ۱۶ ژوئن
۲۰۰۶