حل مسائل ملی و قومی در اسپانيا- درس وعبرتی برای ناسيوناليستهای ايرانی!

 

ذيلاً ترجمه مقاله ای است که در قسمت سردبيری  Editorial))- روزنامه  نيويورک تايمز

 The New York Times   روز پنجشنبه 22 ژوئن 2006،  انتشار يافت:

 

رفراندم وانتخابات يکشنبه گذشته ( 18 ژوئن) در ايالت شمال شرقی اسپانيا- کاتالانيا- که در آن اکثريت قاطع رآی  به خود مختاری هرچه بيشتر به اين منطقه داده  و نيز برخورداری از سهم بيشتر در ثروت و ماليات  انجاميد.

 

اول آنکه صرف اينکه مردم دولت مادريد( اسپانيا) را قانع کردند که اين رفراندم را انجام دهد، خود بسيار قابل توجه است.

بايد به آقای زاپاتير، نخست وزير تبريک گفت که به وجود مخالفت ارتش ، سازمانهای دست راستی و احزاب ناسيوناليست و حتی بعضی در حزب خود او- حزب سوسياليست- به اين کار تن در داد.

موضوع اصلی رفراندم دادن هرچه بيشتر اختيار و خود مختاری به مناطق مختلف و ملل ساکن آنها در اسپانيا ميباشد، موضوعی که از زمان پادشاهی فرد يناند و ملکه اليزابت،  مورد بحث بوده است.

 

. براستی بايد به آقای زاپيتيری تبريک و تهنيت گفت که او بدرستی متوجه اين مسئله شده است که در يک اتحاد ملی ، فدرال يا کنفدرال ميبايست به مردم  و ملل اين اتحاد  آزادی بيشتری برای استفاده و پيشبرد زبانهایشان، آداب وروسوم ، فرهنگ و تاريخشان فراهو آورد.  قلنونی که عام و جهانشمول است آنست که هرگاه خواسته ها و مطالبات ملل مناطق مختلف را سرکوب کنند، اين خواسته ها و مطالبات ملل هرچه قويتر و با وسعت بيشتری دوباره ظاهر ميشوند.

مردم کاتالانا، 40 سال فشار و خفقان فرانکو را تحمل کردند و بعد از مرگ او قانون اسلسی جديد اسپانيا کليه حقوق مسلوبه آنها را به آنها باز گرداند ولی خواسته ای که بيش از هر چيز ديگر مردم کاتالان روی آن تکيه ميکرده و ميکنند قبول و شناختن حقوق آنها بعنوان يک ملت است و اين احقاق اين حق از نظر قانونی در اين انتخابات برای ملت کاتالان در اسپانيا از همه مهمتر بود.

اکنون مسئله اينست که قانون به يکی از ثروتمندترين ايالات اسپانيا اين اجازه را ميدهد که اکثر ماليات خود را نگه دارند و يا با مناطق کم ثروتتر تقسيم کنند.

اکنون برای آقای زاپاتير اين فرصت فراهم آمده است تا يک حکومت صلح وقانون،  و آتش بس را،  که اخيراً از طرف نيروی جدائی طلب و خطرناک تروريستی – اتا- ETA- در ايالت باسک مطرح شده است ، قبول و اين صلح را بر قرارسازد.

 

سازمان مطالعات اهواز

واشنگتن - يکشنبه 24 ژوئن 2006