
"حکمتیستها" اعتصاب غذای زندانیان سیاسی کرد را ارتجاعی مینامند
قریب به 10 روز از اعتصاب غدای بیش از 100 نفر از زندانیان سیاسی و مدنی کرد در
زندانهای ایران میگذرد. این زندانیان در اولین بیانیه
اعلام اعتصاب غذا خواستهای انسانی و برحق خود را بصورت بیانیهای سیاسی مطرح
کردهاند. این خواستها چیزی نیست جز حقوق اولیه هر انسان، بنابراین پشتیبانی از
خواستهای زندانیان دربند در سیاهچالهای رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی و تلاش برای
رساندن صدای آنها به جامعه بین المللی و به گوش جهانیان کمترین کاری است که
احزاب و گروههای سیاسی مترقی و آزادیخواه و فعالین حقوق بشر میتوانند انجام دهند تا
از این طریق بتوان رژیم را وادار به قبول خواستهای برحق زندانیان در حال اعتصاب
کرد . اما واژه "کرد" برای این انسانهای دربند ظاهرا جلو بخت و اقبالشان را گرفته
است. از این بدتر مثل اینکه برای عدهای کلمه "کرد" مایه حملات و اتهامهای
ناجوانمردانه به این مبارزان دریند هم شده است. حکمتیستهای به ظاهر انساندوست اما
درواقع فاشیست و ضد بشر مصداق این دیدگاه و این روش هستند. در بخشی از اطلاعیه این
آدمهای خودفروخته که کسی هم حاظر نیست بهائی برایش بپردازد چنین آمده است:
"حقوق بشر کرد" که بشر را به کرد محدود کرده است و چشم دیدن انسان های دیگر را
ندارد و آدم های هم سرنوشت را نمیبیند مثل همیشه و در زندان هم عامل تفرقه، رنگ
قومی زدن به هر اعتراض و هر مطالبه انسانی زندانی و عملا اشاعه دهنده افکار و اعمال
ارتجاعی است.
قبلا "دانشجویان کرد" "زنان کرد" " کارگران کرد" "معلم کرد" داشتیم و "زندانی
کرد" هم اختراع شد. اینها همه اجزا ساخته شده از طرف جنبش ناسیونالیستی است
تا به مبارزه مردمی که درگیر با رژیم اسلامی و قوانین سرکوبگرانه اش هستند رنگ ملی
و ناسیونالیستی بزند. این واقعیت نداشته و ندارد و زندانیان هم از این امر
مستثنی نیستند. "
این چند جمله داخل گیومه بخشی از اطلاعیه گروه حکمتیست است که به مناسبت
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی کرد در زندانهای ایران منتشر کردند. اینها خود را در
قالب چپ و کمونیست پنهان کردند در حالی که انسانهای آزادیخواه و چپ و سوسیالست
هیچوقت به جنبشهای اجتماعی در جامعه، که جنبش ملی نیز بخشی از آن است، اینگونه
برخورد نکرده و نمیکنند. اینها از آنجا مانده و از همه جا راندهاند که
اینگونه میخواهند دل شونیسم ایرانی و پان ایرانیستها را بدست بیاورند اما آن فارسی
دست و پاشکسته و بالهجه کردی مصاحبه کردنهایشان در تلویزیون و اینگونه موضع
گرفتن نه تنها هیچ کمکی به اینان نمی کند بلکه بیشتر مورد تمسخر اربابانشان قرار
میگیرند و صد البته بیش از پیش مورد تنفر و انزجار مردم کردستان و انسانهای
آزادیخواه قرار میگیرند. این
عده آدم خودباخته و خودفروخته، آدمهائی که همگی از لیدر و رئیس دفتر تا
آبدارچیشان، از گوینده تلویزیونشان تا خبرنگار و سردبیر نشریاتشان همگی متاسفانه
"کرد" هستند، حزبی ساختهاند به نام "حکمتیست" که گوی سبقت از سرکوبگران خلق کرد
و شوونیستهای دو آتشه ربودهاند و اعتصاب غذای زندانیان سیاسی کرد را تقبیح کرده
و آنر ارتجاعی میخوانند.
در عین حال باید بطور جدی از اکثر احزاب و سازمانهای چپ و آزدایخواه ایران بخاطر
سکوت و بیاعتنائیشان به مبارزه جسورانه زندانیان در بند کرد انتقاد کرد. این صدنفر
با این اقدامشان در واقع پیشگام همه مبارزان سیاسی دربند در ایران شده و خواستهای
همگانی را بازتاب میدهند. این سکوت و لب نگشودن برای چه و خودشان آنرا چگونه توضیح
میدهند؟ کدام وجدان به خود اجازه میدهد این مبارزان دربند را تنها بگذارد و کدام
مصالح مبارزه مشترک علیه رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی این سکوت را توجیه میکند؟
در تابستان سال 84 نیز که بدنبال قتل فجیع شوانه قادری در مهاباد جنبش اعتراضی
سراسر کردستان را فراگرفت و خیزشهای تودهای برای مدت یکماه این سرزمین را
درنوردید، متأسفانه شاهد پشتیبانی فعال و گسترده رسانههای غیرکردزبان نبودیم در
حالیکه آن جنبش ظرفیت و استحقاق این را داشت که هفتهها در سرلوحه آن رسانهها قرار
گیرد و گرمترین پشتیبانی را از آن خود کند. جالب است بدانیم که در همین روزهای
اخیر هم یکی از نمایندهگان مجلس به نام مشائی (که معاون رئیس جمهور نیز هست) به
جرم اینکه در یک گردهمائی در شهر سنندج
استانهای کرمانشاه و ایلام و
آذربایجان غربی را کردستان خوانده است به شدت مورد حمله قرار میگیرد و مجلس
تقاضای محاکمه ایشان را میکند. این شواهد نشان میدهد که ما "کردها" راه بسیار
دشوارتری را در پیش داریم. یعنی ما تنها با دارودستههای اسلامی و سرکوبگر و
تمامیتخواه درگیر نیستیم، بلکه با کسانی هم که از اهمیت و ظرفیت جنبش کردستان و
مبارزات آزادیخواهانه آن غافلند، با کسانی که سکوت عافیتطلبانه یا متکبرانه را بر
پشتیانی از مبارزات برحق این خلق ستمدیده ترجیح میدهند نیز مواجهیم. و بالأخره با
کسانی هم درگیریم که خود را در پوست "چپ" قایم کرده اند و بانگ "انسانیت" سر
میدهند اما هیچ بوئی از انسانیت نبردهاند و از لابلای عباراتشان بوی ستمگری و
نژادپرستی و دشمنی با آزادیخواهی به مشام میرسد. منظورم جانواران کمونیسم کارگری
است.
حمید بهرامی
4 سپتامبر 2008
.