نقدی بر:
ديدگاه
حزب مردم درباره پرچم ملی بلوچستان
هــاوَنــد
حزب مردم بلوچستان در
نوشتاری تحت عنوان "ديدگاه حزب مردم درباره پرچم ملی بلوچستان
" به بيان ديدگاه خود در اين مورد پرداخته است.
در اين "ديدگاه" گزينش پرچم و "نشان و علامتهای ويژه
" از آن جهت از سوی گروههای اجتماعی انسانها برگزيده شده
است تا در " ميدان نبردها و درگيری با متجاوزان و يا تجاوزگری
های خود به مرزها وحريم ديگران " به اهتزاز در می آيد. حال آنکه
پرچم سمبلی از يک ملت ، کشور ، سازمان ، گروه اجتماعی ، اقتصادی
، ورزشی و غيره است که در آن نه " تجاوزگری " که حس احترام
و حريم و چارچوب آن ملت ، کشور ، گروه اجتماعی و ... نهفته است که
احدی را حق تجاوز بدان نيست.
حزب مردم در راستای انتخاب سمبل اتحاد و مبارزه ملی به کنکاش
می پردازد ونتيجه اين تلاش و جستجو در نهايت و " رأی
جمعی " به گزينش پرچم " دولت خان کلات
" منتهی می گردد. زهی مردم فريبی ! اين کجا و پرچم ِ
خان کلات کجا؟ اگربه عنوان مثال پرچم ايتاليا از چپ به راست به رنگهای سبز ،
سفيد و قرمز ، و پرچم ايران از بالا به پايين سبز ، سفيد و قرمز است ، آيا بدان
معناست که اين يکی ، به معنای آن ديگری است؟
صرف نظراز بزرگ نمايی قضيه و لفظی دوستان ، يافتن پرچم خان
کلات مستلزم هيچ گونه کنکاش و تلاشی نيست. که در اين زمينه کتابها ، و اسناد
به وفور در دسترس همگان است و سايتهای اينترنتی فراوانی آنرا در معرض
ديد عموم قرار داده اند.
ارايهً پرچمی از بالا به پايين، به رنگهای ِ سبز ،
قرمز، و تکه ای مثلث شکل ِ آبی ، با نشان ِ خورشيد بر زمينهً
آبی آن ، و اصرار بر يگانگیِ با پرچم ِ سبز و قرمز با نشان
ِ ستارهً "خان کلات" ـ که اين دو هيچ همگونی با هم
ندارند ـ يا دال برتأثير ديدگاه بطئی و خزنده ً آن بخش از رهبری
و اعضای ذی نفوذ حزب مردم است که به لحاظ تاريخی
مدعی ِ وراثت بر خان کلات است و بخش ديگر حزب را با شگرد دفاع از ملت
بلوچ ، با خود همسو نموده و يا بر احدی از آحاد ملت بلوچ حقی
قايل نيست .
صحبت اما بر سر اين است که اين کدام " رأی جمعی "
است که تصميمی چنين خطير برای ملتی که روح آن از چنين
گزينشی باخبر نيست ، می گيرد؟ آيا "رأی جمعی "
گروهی چند نفره ، آن هم مخفيانه ، می تواند مورد پذيرش ملت بلوچ واقع
گردد؟ آيا اين عمل دوستان حزبی دهن کجی به مبارزين بلوچ نيست؟
مبارزينی که برای ملت بلوچ خون جگر خورده ، زندان و شکنجه دژخيمان را
متحمل شده ، قلم فرسايی کرده و آوارگی و دربدری خود و زنان و
کودکان را به جان دل خريده است.
حزب مردم در ادامهً
ارايهً ديدگاه ِ خود پشت ِ پَرچين ِ " تعدادی از ريش سفيدان
سياسی کهنه کار" سنگر می گيرد و " تأثير اندرز " آنان
را سند ِ مستدل و محکمه پسندی برای توجيه ِ گروه گرايی خود قرار
می دهد.
نخست اينکه مقوله ً " ريش سفيدان سياسی کهنه کار" پديده ای
معجول و مجهول است که ازسوی حزبيان محترم ابداع شده است. ديگر اينکه
اگر خود فريبی را کنار بگذاريم آن وقت اين سؤال مطرح می شود که چگونه
است آقايان فرصت اين را داشتند تا " اندرز تعدادی از ريش سفيدان
سياسی کهنه کار " را بشنوند ، از آنها متأثر شوند ، آنگاه چند متر
پارچه را بدون معيار و مقدار جوالدوز کنند، و به زعم خود ملت بلوچ را به ثبت
به رسانند، گره از کار فرو بستهً ما بگشايند ، اما فرصت همه پرسی و نظر
خواهی را نداشته باشند؟
بطن ِ "ديدگاه" و تمام اين
آسمان و ريسمان بافتنهای دوستان در جهت تلاش ِ حق به جانبِ توجيه ِ عمل فرقه
گرايانه ً خود زمانی به صورت حقيقی رخ می نمايد که منتقدين را
" دچار بيماری کودکانه " می پندارند!! اين توهين ِ موهن و
زشت حزبيان ، نشانگر درک آنان از دمکراسی و ضريب اطمينان از سياستمداران است.
همچنين عدم تمکين آنان به گفتمان گزينش سمبل ملی بلوچستان (پرچم) ، با شرکت
نيروهای سياسی را منصه ظهور می رساند.
پرچم مانند حق تعيين سرنوشت از حقوق مسلم وطبيعی ملت بلوچ است. مشروط
بر اينکه با اجماع نظربرگزيده شود و الا تکه پارچه ای بيش برای
دلمشغولی افراد آن گروه نخواهد بود.
* آنچه در داخل گيومه ها آمده ، از
نوشته ً حزب مردم است