نقدى بر نوشته ھاوند تحت عنوان: نقدی بر: ديدگاه حزب مردم درباره پرچم ملی بلوچستان
*
آنچه در داخل گيومه ھا با رنگ قرمز آمده ، نقل قول مستقيم از نوشته ً ھاوند
ميباشد. تأكيد ھا ھمه جا از در اين نقل قول ھا از اينجانب است. *
وقتى كه"نقدى بر: ديدگاه حزب مردم در باره پرچم
ملى بلوچستان " نوشته ھاوند را
خواندم نا خودآگاه به ياد لحن كلام و ادبيات سياسى دھه اول دوران بعد از انقلاب
ناكام 22 بھمن افتادم. ادبياتى كه آنگاه كه به نقد ديدگاه يا عملى از اطرافيان مى
نشست نه به قصد اصلاح سازندگى بلكه براى تخريب طرف مقابل و نتيجتاً ھمراه با تحريف حقايق صورت
ميگرفت و باز ھم عنوان "نقد" را يدك ميكشيد. و از اين بابت بسيار متأسف
از عنوان" نقدى بر.. .. ازھاوند."گرديدم زيرا كه پس از گذشت قريب به سى
سال ازآن دوران٬ كسانى از مبارزين جنبش ملى بلوچستان ھستند كه نه تنھااز اين
بابت ھنوز خود را با طنابھاى محكم و با استفاده از "جوال دوز"ھاى آھنين
شان بدان دوران دوخته و خود را جدا ناشدنى ساخته اند بلكه شالوده ذھنى و سياسى شان
نيز ازآن دوران فاصله ملموسى نگرفته است.
شايد به دليل ھمين وابستگى ذھنى به گذشته است كه
براى ملت بلوچ در كشور ايران٬ با اينكه دوران جنگ سرد خاتمه يافته و جھان
وارد دوران نظمى نوين و قطب بنديھايى نوين
سياسى_اقتصادى گرديده است ھنوز ھم خودمختارى
بلوچستان را در قالب دولت مركزگراى آن دوران خواستارند. دولت مركز گرايى كه
ملل ايران بر اساس تعداد جمعيت شان و نه اساس حقوق برابر ملى درآن
نماينده خواھند داشت. بر پايه چنين وابستگى ھاى ذھنى است كه دوستمان ھاوند و ديگر
ھمرزمان ايشان ھنوزبا مقوله ھاى حاكميت ملى مردم بلوچ بر بلوچستان در
سيستمى غيرمركز گرا و فدرال با حقوق برابر ملى در دولت مركزى ايران
آينده مشكل دارند.
از اين مقدمه كه شايد ھم ربط چندانى به نقد مورد بحث
ھاوند نداشت و از اين بابت ازايشان عذر ميخواھم٬ بر خود لازم ديدم كه "ديدگاه
حزب مردم در باره پرچم ملى بلوچستان" را چند بار اما با درنظرداشتن ادعاھاى
ھاوند عزيز بخوانم .
كلماتى٬ آرى كلماتى را ازجملھ ھايى طولانى در
گيومه گذاشته و به ميل خود و طبعاً به قصد نتيجه گيرى دلخواه به تفسير آنھا
پرداخته است و اينجا است كه حاصل بجاى نقد٬ به قصد سازندگى و اصلاح تبديل به تحريف حقايق گشته است.
من از آخرين جمله اولين پاراگراف اين نقد سر در نياوردم كه منظور شان از "احدى را حق
تجاوز بدان نيست" در اين جمله :" حال آنکه پرچم سمبلی از يک ملت ،
کشور ، سازمان ، گروه اجتماعی ، اقتصادی ، ورزشی و غيره است که
در آن نه " تجاوزگری " که حس احترام و حريم و چارچوب آن ملت ،
کشور ، گروه اجتماعی و ... نهفته است که احدی را حق تجاوز بدان نيست." چيست؟
اما اگر منطور ايشان اين بوده است
كه زورگويان ھنگام تجاوز به حريم ديگران سمبل و نشان خود را با خود حمل نميكرده و به اھتزاز در نمى آورده
اند پس بايد پرسيد وقتى كه دولت قاجار پس ازحمله وحشيانه و فتح قلعه بمپور با آن
ددمنشى معروف تاريخى اش كه از آن زمان به بعد اسم دولتى ھا و فارس زبانان در
سرتاسر بلوچستان به"گجر" معروف گرديد يا رضاشاه پس از تجاوز به حريم
بلوچستان و شكست دولت دوست محمد خان و فتح قلعه پھره٬ پرچم چه كسى را
با خود داشتند و در آنجا به اھتزاز
درآوردند? يا در لشكر كشيھاى امپراطورى ھاى قدرتمند براى فتح سرزمين و تجاوز به
حريم ھاى ديگران٬ درفش كاويانى ھاى
چه کسانى را برسر دارھا به اھتزاز در ميآوردند?
در پاراگراف بعدى به حزب مردم ميگويند" زهی مردم
فريبی ! اين کجا و پرچم ِ خان کلات کجا؟". "
ارايهً پرچمی از بالا به پايين، به رنگهای ِ سبز ،
قرمز، و تکه ای مثلث شکل ِ آبی ، با نشان ِ خورشيد بر زمينهً
آبی آن ، و اصرار بر يگانگیِ با پرچم ِ سبز و قرمز
با نشان ِ ستارهً "خان کلات" ـ که اين دو هيچ همگونی با
هم ندارند ـ . "
ھاوند عزيز٬ تمام تلاشتان براى اثبات عدم يگانگى اين پرچم با
پرچم"خان كلات" در واقع منجر به تأكيد بر مطلبى شده است كه خود حزبيھا
نيز مطرح كرده اند. اگر جمله زير را كه برگرفته شده از ھمان نوشته حزبيھا است
بخوانيد( البته به شرطى كه كلمه "برگرفته" را عمداً از جمله آنان حذف
نكنى) متوجه خواھى شد كه حد اقل در
اينمورد جانب انصاف را نگرفته اى:" در كنكاش انتخاب
اين سمبل اتحاد و مبارزه براى حقوق ملى بلوچستان٬ رأى جمعى به گزينشى بر گرفته از پرچم بر افراشته شده در دولت خان كلات
منتھى گرديد ٬ كلاتى كه سمبل وحدت و ھماھنگى در ميان عشاير گوناگون بلوچ و
سمبل وحدت يكپارچه ومقاومت پيروزمندانه در
مقابل استعمار انگليس بود. كلاتى كه مھد پرورش شھيدانى چون نوروزخان بود.
براى بيان واقعيتھاى انكار نا پذير از وصعيت و
موقعيت سياسى امروزين بلوچستان٬ ستاره درخشان شبھاى بلوچستان
با خورشيد فروزان كه سمبل
روشنايى و اميد و بازتابى از ھنر بى ھمتاى سوزن دوزى ھنرمندان چيره دست زنان بلوچ
بود جايگزين گرديد"
شما ادعا
كرده ايد كه : " بطن ِ "ديدگاه"
و تمام اين آسمان و ريسمان بافتنهای دوستان در جهت تلاش ِ حق به جانبِ توجيه
ِ عمل فرقه گرايانه ً خود زمانی به صورت حقيقی رخ می نمايد که
منتقدين را " دچار بيماری کودکانه " می پندارند!! اين
توهين ِ موهن و زشت حزبيان ، نشانگر درک آنان از دمکراسی و ضريب اطمينان
از سياستمداران است. همچنين عدم تمکين آنان به گفتمان گزينش سمبل ملی
بلوچستان (پرچم) ، با شرکت نيروهای سياسی را منصه ظهور می رساند. "
دوست عزيز; حزب مردم در آن نوشته تا آن اندازه سعه
صدر و عزت نفس از خود نشان داده بودند كه نه منتقدين٬ بلكه جمع حزبى ھا خودشان
را در صورت پنداشتن حزب مردم از وسيله اى بيش دچار بيمارى كودكانه و اسير
گروھگرايى قلمداد نموده اند "اگر ما خود را دچار بيمارى كودكانه و اسير گروھگرايى
ننماييم٬ حزب مردم بلوچستان را وسيله و ظرفى
ميدانيم كه ھدفش ھدايت و پيشبرد بخشى از مبارزه براى دستيابى به حقوق ملى
مردم بلوچستان است و خود حزب ھدف نيست.
اين حزب امروز به وجود آمده است و شايد فردا نباشد . اما بلوچ و بلوچستان
تا جھان ھست به ھستى خود به اشكال مختلف ادامه خواھند داد. "
و حتى با شھامت گفته اند;" از اينكه حزب مردم بلوچستان در اين مقطع تاريخى در شرايطى نبوده است تا طرح
اين سمبل مبارزاتى را در سطحى گسترده و علنى با مردم و ساير مبارزين ملى بلوچ به
پيش به برد٬ ضمن اين آرزو كه روزى نمايندگان سياسى منتخب ملت بلوچ پرچم ملى بلوچستان را در مجلس ملى بلوچستان
برگزينند٬ از ھمه پوزش مى طلبد.
"
حال چرا جنابعالى تلاش كرده ايد كه مدعى" اين توهين ِ موهن و زشت
حزبيان "باشى من سر نياوردم زيراكه اين نقد شما باعث شد كه
چندين بار و با دقت تمام نوشته حزب مردم را بخوانم اما ادعاى شما را تحريفى بيش
نيافتم.
از ھمه اينھا كه بگذريم شما به درستى ميفرماييد كه :" پرچم مانند حق تعيين سرنوشت از حقوق مسلم
وطبيعی ملت بلوچ است. مشروط بر اينکه با اجماع نظربرگزيده شود و الا تکه
پارچه ای بيش برای دلمشغولی افراد آن گروه نخواهد بود." و مدعى ھستيد كه حزب مردم عدم تمكين
خود را به گفتمان گزينش سمبل ملى بلوچستان (پرچم) با شركت نيروھاى سياسى را به منصھ
ظھور رسانيده است.
دوست
عزيز٬ پرچمى كه حزب مردم در UNPO به عنوان نشان ملى
بلوچستان به ثبت رسانيده است٬ وحى ُمنزل و آيه قرآنى نيست كه قابل تغيير
نباشد وھم اكنون توجيھات حزبى ھا ھم تحت بھانه كارشكنى ھاى دشمنان براى جلوگيرى از
عضويت بلوچستان در UNPO نيزبى مورد است . بايد مردانى ھمچون شما ھمت
كنند و آن فراخوان عمومى براى" گفتمان
گزينش سمبل ملی بلوچستان (پرچم) ، با شرکت نيروهای سياسی " را تدارك به بينند و من مطمئنم دوستان حزب
مردم با تمام توان شان در اين امر شما را يارى خواھند كرد و آن وقت پرچم منتخب
جمعى را جايگزين پرچم كنونى خواھيم نمود. اما بايد پيش از اقدام به اين عمل٬
اطمينان حاصل نمود كه اين" همه پرسی و نظر خواهی " به طريقى تدارك ديده و عملى شود تا عده اى ديگرازمبارزين بلوچ درفردايى
ديگر به ما نه گويند كه اين عمل دوستان خارجه نشين "... دهن کجی به مبارزين بلوچ نيست؟ مبارزينی که برای ملت
بلوچ خون جگر خورده ، زندان و شکنجه دژخيمان را متحمل شده ، قلم فرسايی کرده
و آوارگی و دربدری خود و زنان و کودکان را به جان دل خريده است." .
دستت را به گرمى ميفشارم و منتظر عمل خير خيرتان
ميباشم تا شايد از اين رھگذر طلسم جادوى چند دستگى از ميان نيروھاى ملى ودموكرات
ملت بلوچ بشكند و ديوعفريت تفرقه وپراكندگى از ميان آنان رخت بر بندد تا شايد قدمى
به ھمبستگى ملى نزديکتر گرديم .
رحيم بلٶچستانى