بسمه تعالی

موضوع گزارش: زمین های  شهر چابهار ( 2000 هکتار شهرداری)

با توجه به موقعیت عالی تجاری و ترانزیتی  چابهار  ، روز به روز بر

ارزش زمینهای چابهار افزوده می شود اما افسوس از این که چنین

است ! زیرا تمام این زمینها به افراد مافیای زمین خوار چابهار با

همکاری صمیمانه شهردار و اعضای شورای چابهار با ترفندهای

قانونی واگذار شده است !

در سال 1353 توسط مجلس ملی و سنا به شهرداری چابهار اجازه داده شد 2000 هکتار از اراضی چابهار را به افراد ساکن در آن اجاره دهد و اين پول ها را صرف آبادانی شهر  چابهار کند. اما این اجازه را نداده که افراد ضعیف و فقیر را اززمین خود بلند کرده و آن را به افراد ثروتمند و بی نیاز واگذار کند !

جای بسی تاسف است که بگویم شهردار و اعضای شورا همه بلوچ هستند که این بلا ها را سر مردم می آورند !! ( از ماست که بر ماست )

زمانی که شهرداری  ها زیر نظر وزارت کشور بودند ، مردم چابهار هیچ مشکلی در مورد زمین های خود نداشتند اما وقتی سیستم شهرداری شورایی شد و یک عده از خدا بی خبر آمدند و شهردار و شورا شدند ، دست دزدان و خلافکاران باز شد و شروع به پایمال کردن حقوق مردم نمودند.

در قسمت بعد در مورد زمینهای روستای کمب خواهم نوشت .

امیر

-----------------------------------------------------------------------------

گزارشی از چابهار توسط واجه امير در مورد مشکلات مردم با مسئله زمين تهيه شده که بسياری از حقايق و آنچه را که اکثر ملت بلوچ در سرزمين اجدادی­شان بلوچستان با آن سخت روبرو هستند، آشکار ميکند.

 

چابهار بعلت موقعيت جغرافيائی استراتژيک­اش از دوران جنگ با عراق نظر رژيم جمهوری اسلامی را بخود جلب کرد تا برای سامان دادن به مشکلات وارداتی مهمات و ديگر مايحتاجات نوعی چاره انديشی شود.

از آن پس چابهار نسبت به ساير شهرستانهای بلوچستان از رشد نسبی بيشتری برخوردار ميباشد. با فراهم شدن بخشی از امکانات از قبيل برق و تلفن، راه و اسکله شمار قابل توجهی از مردم اطراف برای يافتن کار و درآمد بهتر سکونت در چابهار را اختيار کرده­اند.

بيکاری در سطح بسيار بالا در بلوچستان سبب گرديده تا جمعيت شهری چابهار افزايش قابل توجهی نمايد و مسئله زمين برای احداث و ساختمان برای سکونت مردم بشکل حاد پيش بيايد و تقاضا برای زمين مسکونی در حد بلايی باشد.  بالا بودن سطح تقاضای زمين و پايين بودن عرضه آن موجب شده تا قيمت زمين در چابهار رشد نامناسبی داشته باشد.

حال بايد علت و يا فاکتورهايی را که مشکل زمين را در چابهار بوجود آورد­اند، مورد بررسی قرار داد تا درک جامعی از گزارش واجه امير بدست آيد. چابهار همانند ساير شهرستانهای بلوچستان دارای وسعت خاکی زيادی نسبت به جمعيت دارد و تعداد بلوچهايی که در طی ساليان اخير برای کار و سکونت جذب شده­اند بيش از حد نساب نيست. از نظر شهری در صورت فراهم شدن ودسترسی به امکانات ابتدايی و روزمره زندگی، چابهار ميتواند و بايد از جنوب بسوی رمين و تيس­کوپان و از شمال بسوی تيس و فراتر از آن گسترش پيدا کند.

عواملی که سبب شده تا از گسترش شهری چابهار جلوگيری شود، سياستهای رژيم است. بدين معنی که رژيم عرضه زمين را در اختيار مونوپوليک و انحصاری دارد و از شکل گرفتن جوامع مدرن شهری در بلوچستان در هراس است. با روی­آوردن مردم اطراف به زندگی شهری حس هم­پيوستگی، درک مسائل و مشکلات مشترک، شکل­گيری سريعتر بينش ملی و نهايتاً دفاع از هويت ملی و حقوق ملی ـ دمکراتيک در بين آحاد ملت بلوچ عـينيت پيدا ميکند. برای نمونه ميتوان از اعتراضات مردم چابهار در سال گذشته بدفاع از منازل کپری و کاشانه­شان ياد کرد و ديد که آنها متحدانه عمل کردند.

 

بخش ديگراين گزارش اشاره دارد به مسئولان بلوچ و نقش آنها در مسئله زمين. لازم است تا يک نگاه همه جانبه به رل بلوچهای دست­اندرکار در نظام جمهوری اسلامی داشت. رژيم جمهوری اسلامی ايران برای آنکه توانسته باشد حاکميتش را بر بلوچستان اعمال دارد، همانند رژيم پهلوی از افراد بومی بلوچ نهايت سوءاستفاده را کرده است. رژيم با گماردن چند تن از بلوچها بدون اينکه به اين افراد اختيارات معنی­دار واگذار کند، نابسامانی­های مردم را به گردن آنها می­اندازد تا شايستگی مسئولان بلوچ و سپس ملت بلوچ در اداره امور بلوچستان مورد سئوال قرار گيرد.

در بلوچستان شوراهای شهر، شهردار و هر مسئول انتخابی و نيز انتصابی بلوچ از نظر عملی فاقد اختيار هستند. آنها در هيچيک از تصميم­گيری­های کليدی در بلوچستان کوچکترين نقش را ندارند.همانطور که از گزارش برميايد رژيم نقشی جز دلالی زمين برای افراد شورا و شهردار و . . . باز نگذاشته است. مسئولان بلوچ اگر چه پذيرفتنی است که تعدادی از آنها بی­کفايت و حتی غيرقابل اعتماد هستند، اما غالب آنها چون کبوترهايی پر قيچی شده(آزادند تا پرواز کنند، اگر بتوانند) هستند که اجازه باصطلاح قانونی دارند اگر شجاعت به اقدام داشته باشند!

سياست ديگری را که رژيم در بلوچستان مذبوحانه در دست اجرای دارد اين است که افراد لايق بلوچ را چنان در تنگنای قرار ميدهد که آنها مجبور به اعمالی ميشوند که در خور آنها نـيِست. سپس رژيم از آنها بعنوان عوامل خود بکار ميگيرد تا مانعی در برابر رشد اجتماعی- سياسی و رشد بالفعل جنبش ملی ـ دمکراتيک بلوچستان شوند. از گزارش پيداست که تا چه حد مردم نسبت به شايستگی بلوچها در امور بلوچستان در ترديد هستند. رژيم عمداً اين باصطلاح مسولين بلوچ را تشويق ميکند تا از مقام و منصب­شان تا ميتوانند سوءاستفاده کنند و هميشه محتاج تکيه بر حمايت رژيم باشند. اين سوءاستفاده­ ها از چشم رژيم ناپيدا نيست و دست-اندرکاران کلیدی رژيم بخوبی آگاه هستند، اما رژيم برای بوجود آوردن عدم اعتماد بین بلوچها این حيف مال را تحمل ميکند. با گسترش اين سوءاستفاده ها مهره­های کليدی رژيم نيز شخصاً مبالغ بزرگی را در دوران سرسپردگی­شان در بلوچستان به يغما ميبرند. حاصل اينکه بيشترين بخش از اندک بودجه بلوچستان بين مهره­های رژيم و تنی چند از بلوچهای منفعت طلب و نادان بتاراج ميرود و سبب نزديکی اين دو گروه به نظام ميشود، نفس اعتماد به شايستگی وبه  لياقت­کاری بلوچهای مسئول و در نهايت تمامی ملت بلوچ با روی کردن اعمال اينگونه بلوچهای منفعت طلب تضعيف ميشود؛ و حاکميت جهل و استبداد برای مدتی ديگر پابرجا ميماند.

از آنجا که بلوچستان و ملت بلوچ، جامعه و انسانهايی استثنايی نـيستـند، در بلوچستان نيز مثل هر جامعه­ای از افراد منفعت طلب و نادرست وجود دارد. اما چرا سطح آن با وجود برقراری روابط نزديک و سنتی از حد انتظارمان بالاتر است، بايد شرايطی را که رژيم برای اعمال سياستهای ضد دمکراتيک و ضد بلوچی بوچود آورده جستجو کرد. بيعدالتی­های شورای شهر و شهردار و ديگر مسئولان بلوچ سيمـپـتوم (نشانه-های ظاهری) بيماری­های اجتماعی ـ سياسی­اند که نظام ضددمکراتيک جمهوری اسلامی ايران به ارمغان آورده است. راه حل مشکل زمين در چابهار و بلوچستان انتقاد و حتی تغيير افراد شورا يا شهردار و . . . نيست(اگرچه آنها را بايد از نظر معنوی و عملی تحت فشار و مورد موخذه قرار داد)، زيرا مجموعه شرايط و عوامل در سوءاستفاده  و بيعدالتی متکی به نظام فرسوده ضددمکراتيک حاکم است.

تا زمانيکه رژيم خود بنابر مسائل سياسی مشوق فساد در بلوچستان است، افرادی بلحاظ مشکلات مالی، فرصت طلبی . . . برای همکاری و اجرای سياستهای رژيم در صحنه خواهند بود؛ و مشکلات ملت بلوچ نه فقط با حذف اينها بلکه با از بين بردن شرايط فساد و پشتوانه حکومتی­اش همراه با گسترش حس ملی ـ گرايانه به هويت بلوچی است که کاسته ميشوند. 

 

ما بلوچ­ها بايد از گزارش­دهی واجه امير و احساس مسئوليتی را که در برابر مسائل پيرامون­مان در بلوچستان از خود نشان داده تقدير و ستايش نماييم. چنين احساس مسئوليتی در قبال جامعه نشان از رشد اجتماعی ـ سياسی مردم در بلوچستان است و بايد کسانی را که بخود زحمت ميدهند و نسبت به مشکلات و مسائل ملت بلوچ دست بقلم ميبرند تشويق کرد. ما لازم است تا روندی را که فرزندان بلوچ در گزارش­دهی و تحليل جامعه بلوچستان در پيش گرفته­اند حمايت نماييم زیرا سرآغازی است برای درک جامع از بلوچستان. در اين روند کم و کاستی­ها نبايد مانع از مشارکت افراد لايق ما در مسائل سياسی ـ اجتماعی باشد، بلکه سبب آن شود تا ما را مصمم­تر نسبت به بازگوئی نارسائی­ها و مشکلات عديده ملت بلوچ در بلوچستان کند. لازم است تا ما فرزندان بلوچ دست­اندرکار در مسائل اجتماعی، فرهنگی و سياسی بيش از هر زمان فعالتر شويم و زمينه را برای اعتمادسازی بین خود بوجود آوريم. رژيم سياست سلب اعتماد ضدملی بلوچ را در بين ما با تمام توان دامن ميزند و با گماردن تنی چند از بلوچها در پُـست­هايی در تلاش است تا به ما ملت بلوچ تفهيم کند که بلوچ شايستگی اداره امور را ندارد و اين نظام است که توانايی حل مشکلات را دارد!

رژيم به افراد غيربومی در بلوچستان اختياراتی وسيعتر ميدهد تا نشان دهد که بلوچها از شايستگی کاری برخوردار نيستند و بدينسان سياست ضدبلوچی­اش را عينيت بخشد.  

دادن پُـست بدون اختيارات، اختياراتی که رژيم به عمد از بلوچها سلب کرده، زمينه ساز سلب اعتماد به افراد لايق و نخبگان بلوچ است که ما بايد اين چنين ترفندهای رژيم را بخوبی درک و افشاء نماييم.    

 

بلوچستانءِ راجـی زرمبش

۲۴ آذر ۱۳٨۵