نسلکشی آشکار رژيم جمهوری
اسلامی ايران در بلوچستان
فرزندان هرخاک و بومی سرمايه آينده
آنجا هستـند. فرزندان بلوچ در ايران چنان توسط سياستهای ضدانسانی رژيم
بطورسيستماتيک به تباهی کشانيده ميشوند که وجدان هر انسان آزادهای را بلرزه در
مياورد. خبرگزاری ايسنا روز جمعه ۲٩ مهرماه ۱۳۸۴
به نقل از عباسی مدير کل آموزش و پرورش عشايری گوشه ای از سياستهای پست
رژيم را برعليه فرزندان اين ملت مظلوم در بخش خبری گزارش داد.
"عباسی
نود درصد مدارس کپری عشايری[کشور] را در استان سيستان و بلوچستان
دانست". وی تعداد کل دانش آموزانی را که در مدارس چادری و
کپرها درس ميخوانند پنجاه و سه هزار دانش آموز ياد کرد.
آمار
فوق نشان ميدهد که از ۵۳۰۰۰ دانش آموز مظلوم کشور تنها در بلوچستان فقرزده ۴٨۰۰۰ دانش آموز بلوچ در مدارس چادری و کپری
به تحصيل مشغولند!!!
بنظر
ميرسد که مابقی ۵۰۰۰ دانش آموز مظلوم از مناطقی چون ترکمن
صحرا ، کردستان و احواز باشند.
رژيم
در دشمنیاش با ملت بلوچ از اعمال تبعيض و ظلم بر فرزندان ما ملت بلوچ
به آن حد در تلاش است که آنها را از فراگيری علم و دانش محروم ساخته است تا
آيندهشان تاریکتر از هر برههای باشد. فرزندان ما ملت بلوچ بيشترين
رقم بيسوادی در ايران را دارند و آنهايی که با تلاشهای مستمر
اولياءشان چند سالی را توانستهاند به دورههای بالاتر از دوره
راهنمايِی و در مواردی دوره متوسطه و دانشگاهی راه پيدا کنند،
بيکار و دچار مشکلات زيادی هستند.
رژيم
با سياستها و برنامهريزیهای فراوان شرايطی را در بلوچستان
بسيار عقبافتاده فراهم کرده که ملت بلوچ از امر تحصيل بدور بماند و تمامی
انگيزههای اقتصادی و اجتماعی را از بین برده است. در بسياری از موارد تحصيلکردگان بلوچ
بطورعمدی توسط ايادی رژيم مورد تحقير قرار گرفتهاند تا اين ذهنيت در
بين ملت بلوچ رسوخ کند که علم و دانش سببی برای کسب موقعيت اجتماعی
نيست!
اينگونه
سياستها تا حد وسيعی عواملی موثر برای دور نگهداشتن ملت بلوچ از
تحصيل و سوادآموزی بودهاند. در قرن بيست ويکم و هزاره سه ميلادی
انسانها در تلاش هستند تا با فراگيری علم و تکنيک هرچه بيشتر شانس موفقيت
خود و در سِستم گلوباليزه توان رقابتشان را افزايش دهند. اما در بلوچستان عکس چنين بينشی(سوادآموزی
و حرفهگری) توسط رژيم در حال گسترش است و چه بسا تعداد کسانيکه به منطق
سوادآموزی برای بهبود زندگیشان و ترفيع موقعيت اجتماعی
شک ميورزند در حال افزايش است. با وجود چنين جوی مسموم بسادگی ميتوان به
ميزان بسيار پايين تحصيلات عالی در بلوچستان و تعداد اندک کارشناسان بلوچ
حدس زد. رژيم برای اينکه
توانسته باشد تا سدی در برابر جنبش ملی- دمکراتيک بلوچستان که خواست
برحق و انکارناپذيرما ملت مظلوم بلوچ است ايجاد کند منطق بيسوادی و جهالت را
با زبان بیزبانی در دست اجراء دارد و در حال تباهی تدريجی
ما ملت بلوچ و آینده فرزندان ما ميباشد. در بلوچستان بر فرزندان تحصيلکرده،
کارشناس و باکفايت بلوچ تبعيض عيان ميشود و راه برای مسئوليتها دشوار و
مسدود است. هيچيک از پُـستهای مهم در بلوچستان در دست افراد لايق بلوچ نبوده
و نيست. رژيم دامنه تبعيض را تا اين حد گسترش داده که حتی کارهای
غيرحرفهای از قبيل آبدارچی و . . . به بلوچها- در جوار خانهشان
واگذار نميشود!؟ پس برای محرومان
بلوچ هيج احد و انگيزهای باقی نيست تا بسوی سوادآموزی و
علم و حرفه به پيش روند. کارشناسان بلوچ با وجود اندک بودنشان بدون موقعيت اجتماعی
هستند و به بناچار بعلت عدم استفاده از نیرو و توان بالفعل وکاری بسمت
کارهای غيرحرفهای کشانيده شدهاند. از اينرو متاسفانه رابطه
روشنفکران بلوچ با مردم چندان گسترده نيست که در نتيجه رژيم برای اجرای
سياستهای ضدانسانی نسل کشی بلوچ در عرصههای سياسی،
فرهنگی،اجتماعی واقتصادی منطق جهل و بيسوادی را توانسته
است به يک بديل فکری در بلوچستان رواج دهد.
بلوچستان راجی زرمبش ضمن ابراز نگرانی عميق از
تحقق چنين روند پسمانده، رژيم را مسئول مستقيم گسترش جهالت و بيسوادی و در پی
آن اعمال تبعيض بر فرزندان ملت بلوچ در همه امور بويژه در زمينه سوادآموزی
در بلوچستان ميداند. بلوچستان راجی زرمبش از نيروهای روشنفکر بلوچ
عاجزانه استمداد ميطلبد تا با روشهای متناسب با در نظرگرفتن شرايط هرچه
زودتر به مقابله با سياستهای نسلکشی رژيم در بلوچستان بپردازند و
منطق سوادآموزی حرفهای و کارآمد را ترويج دهند و از زوال تدريجی
سرمايههای آتی بلوچستان(فرزندان تحصيلکرده و کارشناس) ممانعت بعمل
آورند. تنها با فرگيری علم و دانش ما قادر خواهيم بود تا شناخت جامعی
از مسائل سياسی، جهان و حقوق ملیـ
دمکراتيکمان باشيم و با نشان دادن لياقت و صلاحيتها به ملت مظلوم خود خدمت موثر
کنيم.
جنبش ملی بلوچستان ايران
بلوچستانءِ راجی زرمبش
شنبه ۳۰ مهرماه۱۳۸۴
22 October 2005