اينروزها نامه
نويسی به شخصيتهای بزرگ، رؤسای جمهورو... درايران مد شده است . اين حقيرنيزنخواستم
از قافله عقب بمانم وپس از مدتها تفکربه اين نتيجه رسيدم که نه رئيس جمهورايران و
نه مسئولين خرد و کلان آن، هرگزحاضرنخواهند شد نامه هيچ بلوچی را مورد مطالعه
قراردهند. زيرا در فلسفه رژيم تـهران بلوچ يعنی دشمن و بايد کشتارشود نه اينکه به
درددلش گوش داد و مشکلاتش را حل کرد.
نهايتاً تصميم گرفتم که به جای رجال و درباريان تهران، نامه ای به برادران و دوستان مبارزبلوچم بنويسم که با حملات قهرمانانه خويش سراپای رژيم جوروستم آخوندها را لرزانده و ضربات مهلکی برپيکرآن وارد ساختند.
دوستان
جندالله!
نيازی به بازگوئی اوضاع بغرنج بلوچستان نمی بينم، زيرا خود مستقيماً درگيرمسائل
هستيد و همه چيز را از نزديک لمس ميکنيد و اما مواردی که شايد کمتر به آنها
بينديشيد:
رژيم ديوصفت آخوندهای ايران که برپايه مذهب بناشده است، برهيچکس بجزخوديها رحم
نميکند. آنها هدفشان سرکوب مبارزات آزاديخواهانه ملت بلوچ است که هم اينک ابعاد بس
وسيعی بخودگرفته و سبب گشته تا دهها هزار مزدور ناپاک را ازمناطق ديگرايران، روانه
بلوچستان سازند تا به کشتار ملت ستمديده مان بپردازند و برای مدتی ديگربه حاکميت
ننگين خويش ادامه دهند.
دوستان مبارز!
درکشورکثيرالمله ايران، وظيفه آزاديخواهان و نيروهای ملی ـ مترقی هر منطقه اعم از
کردستان، ترکمن صحرا، خوزستان و... است که در مناطق خويش به مبارزه بپردازند.
بلوچها نمی توانند سازماندهی مخالفين رژيم در تهران را بر عهده گيرند و يا اينکه
نقش بالائی در سمت و سو دادن مبارزات ملت کرد داشته باشند. اتحاد و همکاری دو
جانبه با مبارزين و نيروهای مترقی ساير ملل تحت ستم ايران، موضوعی پسنديده وقابل
قبول ميباشد.
هرچند که سازمان شما به لحاظ تاريخی جوان است، اما درقلب اکثر مردم بلوچ جای گرفته است. علت آن برکسی پوشيده نيست. دفاع صادقانه شما از حقوق ملی و مذهبی مردم بلوچ و کوبيدن ضربات مهلکی برسرکوبگران و دشمنان ملی ملت محروممان ميباشد.
آقای عبدالمالک
بلوچ رهبر جندالله!
ازاينکه اعلام کرديد تا بعدازاين شمارا به اين نام خطاب کنيم، جداً خوشحال شدم. شما
به تمامی ملت بلوچ تعلق داريد و درصورتيکه در مبارزات ملی بلوچستان ثابت قدم
بمانيد، نامتان در تاريخ بلوچستان، بعنوان قهرمانی ملی ثبت خواهد شد.
شرائط حساس کنونی از شما ميطلبد تا کاملاً هوشيارباشيد و اجازه ندهيد تا افرادی
خائن و مزدور بنام بلوچ در صفوف شما نفوذ کرده وبه شما ضربه بزنند.
احزاب و نيروهای ايرانی ديگری نيز، احتمالاً بخواهند خود را به شما نزديک کنند تا بدينوسيله مسير مبارزاتی شمارا به انحراف بکشند و ملت ستمديده بلوچ را از سخنگوئی قاطع در مقابل نيروهای سرکوبگر رژيم ، محروم سازند و به نفع خويش دست به تبليغات سياسی بزنند.
گروگانگيری و کشتن افراد، با اصول اخلاقی و انسانی همخوانی ندارند. اما زمانيکه دشمنان ما بوئی از انسانيت نبرده اند و بر پير و جوان بلوچ رحم نمی کنند و دستگيری، شکنجه و اعدامهای بدون محاکمة بلوچها به امری روزمره تبديل گشته است، چاره ای جزپاسخگوئی متقابل نيست. آزاد کردن امير هراتی ها که دستانشان به خون بلوچها ی يبيگناه آلوده است، اقداميست که بايد مورد تجديد نظر قرار گيرد. خبرنگاران و روزنامه نگارانی که چنين انتظاراتی از شما دارند، بايد حسن نيت طرف مقابل را نيزکه اصلاً اعتقادی به چنين مسائلی ندارند ، ثابت کنند.
" بدنام "جلادی که هم اينک به رياست دادگستری زاهدان گماشته شده است، شمار قابل توجهی از جوانان برومند بلوچ را در زاهدان بدار آويخته تا از مردم بلوچ زهرچشم بگيرد و به اربابان خود در تهران بگويد که امنيت برقرار کرده است. آرزوئی که اميدواريم آنرا به گور خواهند برد. سرکوب و کشتارمردم بيگناه امنيت ببار نخواهد آورد. تسليم کردن حقوق ملی ـ مذهبی ملت بلوچ، ضمانتی پايداراست برای برقراری وحفظ امنيت درمنطقه. راه حل ديگری وجود ندارد.
در ايران کنونی از حسن نيت و حقوق بشر خبری نيست. اينجا قانون جنگل حاکم است. تمامی کسانی که دم از آزادی گروگانهاو... ميزنند، ازجلادان تهران نيزبخواهند تا اسرا و زندانيان بلوچ را نيز آزاد سازند. آنگاه ما در خواهيم يافت که خون انسانها ارزشی مساوی دارند. در پايان موفقيت تمای مبارزين بلوچ را آرزومندم.
کريم بلوچ
شنبه ۶ خرداد ۱۳۸۵